محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

169

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

فضاى معركهء كارزار باغى شد كه تا باغبان روزگار نهال اشجار در حديقهء خاك مىپرورد ، مثل اين باغى نساخته و به اين آب و هوا گلستانى نپرداخته . يكى باغ شد عرصهء كارزار * درو خون روان گشته صد جويبار شده سبزهء بوم او نيشتر * ز انبوهى از سبزه‌ها بيشتر علمها درو نخل شمشاد او * به آن سبز شد سرو آزاد او درختان درو نيزه‌هاى بلند * ز انواع ميوه همه بهره‌مند نهال درختان سرآورده بار * سر غرقه در خون برو چون انار ز امرود و سيب بياويخته « 1 » * زنخها و بينى درو ريخته ز انگشتها كان جدا كرده تيغ * چو خرماى تر ريخته بيدريغ بود سوسنش تيغ زهر آب‌دار * شده خنجرش برگ بيد بهار گل و سنبلش كاشته باغبان * رخ كشتگان ، كاكل مركبان بود نرگسش ديدهء سركشان * درو كشتگان خفته چون سرخوشان عذار دليران شده ورد او * رخ زرد رومى گل زرد او ز بادام چشم و ز عنّاب لب * اجل را شده نقل بزم طرب چكان از دم تيغ پركالها * ز خون دليران گل و لاله‌ها بود سرخ بيدش سهام خدنگ * كه از خون شيران گرفتست رنگ بر آن تير پيكان زنگار خورد * بود غنچه‌هاى گل سرخ و زرد فتاده به خون ساعد سروران * چو ماهى كه باشد در آب روان بود بلبل آن گلستان نفير * رسانيده دستان بچرخ اثير صنوف طيورش چو سرگشتگان * شده مرغ ارواح آن كشتگان [ 94 ] بود در جهان باغ اگرچه بسى * چنين طرفه باغى نديده كسى

--> ( 1 ) - م : نياويخته .